پارت پنجم :

- فقط می خواستم باهات حرف بزنم.

- اما من نمی‌خوام، چند دفعه و با چند تا زبون مختلف باید حالیت کنم؟

هیچ‌وقت ندیده بودم امید با کسی با اون لحن صحبت کنه. ولی هر کلمه اش، مثل آبی بود که رو یه آتیش درحال شعله‌ور شدن بریزن. جوری که هربار کمت ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.